واژه های از جنس آسمان

معنی دوست داشتن

a1irez1 a1irez1 a1irez1 · 1400/06/03 19:04 ·

با تو...

بر سر ماندن...

و لبخندی که بر لب داری...

شرط بسته ام...

تا هیچ وقت تنهایت نگذارم...

تا لبخندت را...

برای خودخواهی خودم...

پس نگیرم...

 

مغرورم...

اما برای دوست داشتنت...

هیچ حدی قائل نیستم...

چون تو سزاوار بهترین ها هستی...

حتی اگر...

از من دور باشی...

و من مجبور باشم...

از میان فاصله و رویا..‌.

با تو هم صحبت شوم...

 

در سکوتم...

فریادی است به بلندای نامت...

شعری را که...

از تو نگویید نخواهم سرود...

بودنت را دوست داشتم و دارم...

از تو بت نمی سازم...

من فقط...

معنی دوست داشتن را...

خوب می دانم...

دیر آمده ام

a1irez1 a1irez1 a1irez1 · 1400/05/05 18:55 ·

دیر آمده ام...

از میان یک فاصله...

که از خطی ممتد باقی مانده...

و حالا...

مدام در میان این خط فاصله...

مسافر شده ام...

اما راه به جایی نمی برم...

 

منِ مغرور...

اینقدر این پا و آن پا کردم تا...

ردش را...

در میان همین فاصله ها...

انگار برای همیشه گم کردم...

و شاید او...

برای همیشه رفته...

مثل همان ابتدا که هرگز نبود...

و حالا من سرگشته...

می روم و می آیم...

بی آن که فرصتی دست دهد...

تا چشمانش را برای یک بار دیگر...

حتی از دور ببینم...

 

اگر روزی خواستم...

این غرور لعنتی را...

در تنهایی خود به آغوش بکشم...

یادم نمی رود که...

خودم به دست خودم...

فرصتی را که...

یک عمر در انتظارش بودم...

با دستان خودم کشتم...